دل نوشته های مرد تنهای الشتری

خرید بک لینک
سن که بالا می ره انگار ی سالها زودتر می گذرند پشت سر هم وقتی کوچیکی هرچی می شماری عید نمیاد ولی سن که می ره بالا دیگه منتظر عید نیستی و می گی کاش کمی دیر تر بیاد .اخه هنوز هیچ کاری نکرده ام کاش دیرتر بیاد و اگه تو اون سال عزیزی را از دست داده باشی دوست داری اصلن نیاد چون نه سفره ای هست و نه هفت سینی و نه لباس نویی .دل شکسه و تن خسته رو کجا تحویل می دن و چی میگیرن؟

دل نوشته های مرد تنهای الشتری ...

ما را در سایت دل نوشته های مرد تنهای الشتری دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 70 تاريخ: پنجشنبه 6 تير 1398 ساعت: 5:24

میگریم نه برای از دست دادنت میگریم برای نداشتنت هرگز تورا نداشتم از همان روزی که تمام و کمال مال تو شدم تو از آن دیگران بودی واز دست دادنت داستان تازه ای نیست .لبریزم از تو .از عشقت از نفرتت از همه بدی و خوبی و تو و در تو اثری از من نیست بار این غم کشیدنی نیست عاقبت مرا خواد کشت .....

دل نوشته های مرد تنهای الشتری ...

ما را در سایت دل نوشته های مرد تنهای الشتری دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 80 تاريخ: پنجشنبه 6 تير 1398 ساعت: 5:24

صفحه بندی